+تنهــــــــامیـــــان جمع +
پــــــــُرازدلتنگــی هـــای زنــــــانه

گریــــه شـــاید زبـــان ضـــعـف بـاشــ ــد
شــاید خیلــی کـودکانـــ ــه
شــاید بـی غـرور...
امــا هــر وقـت گونه هایـم خیــس می شود
مـی فـــهـمـــــم ؛
نــه ضعیفـم !!!
نــه یـک کودکـم !!!
بلکه پر از احساســــــم....
موضوعات مرتبط:
نوشته شده در27 / 6 / 1391برچسب:, ساعت
21:26 توسط دختری ازجنس آرامش| يک نظر
کلاغ دلش گرفته بود...
کلاغ سیاه پاپتی،
پرید روی شاخه درخت
و گفت غار و غار!
از یه جا صدا اومد
زهر مار



بغض کلاغ ترکید،



یه قطره اشک از روی گونه هاش چکید
قطره اشک لا به لای پر های سیاهش
گم شد و رفت،.......
بقیه شودرادامه مطلب بخونید
:ادامه مطلب:
موضوعات مرتبط:
نوشته شده در27 / 6 / 1391برچسب:, ساعت
21:17 توسط دختری ازجنس آرامش| نظر بدهيد